به این همه "نیستی" هستی ببخشم
هر چند با تو بودن را هنوز نیاموخته ام
ولی با غیر تو بودن را هم نمی توانم
تولد چنین امامی یک ضرورت است،حتی اگر تمامی تاریخ بر آن بشورند. و ضرورت است ،حتی اگر قدرت ها وحکومت ها نخواهند . این امام ضرورت دارد پس متولد می شود در حالیکه تمام قدرت ها و چشم های خلیفه ی عباسی ،یعنی خلفای اسلام ،برای نابود کردنش بیدار نشسته اند. که موسی حتی در دامن فرعون پرورده میشود. وبهتر بگویم فرعون های حاکم تاریخ،خود ، زادگاه موسای تاریخ هستند ،موسایی که حکومت محدود آنها را در هم میشکند و انسان را در جایگاه خودش در هستی رهبری می کنند،تا انسان تمام رابطه هایش حساب شده وهماهنگ باشد.
او متولد می شود ورشد می کند و در میان توده مردم رفت وآمد می کند ،به آنها می گوید و از آنها می شنود ،همانطور که یوسف به برادرانش می گفت و می شنید وحتی نیازهاشان را بر می آورد .
ما تولد چنین امامی و وجود او را پیش از آنکه از دهان تاریخ و با شهادت تاریخ بشنویم،از شهادت همین ضرورت شنیده ایم وباور کرده ایم ،که انسان در این هستی پیوند دارد و رابطه دارد و به این رابطه ها آگاهی ندارد ،پس رسالتی می خواهد و امامتی،رسالتی که قانون این رابطه ها را بیاورد و امامتی که در هر نسلی ،جلو دار آنها و امام زمانشان باشد.
وما تولد چنین امامی را جشن می گیریم به امید آنکه خود در این تولد،به تولدی دیگر برسیم و از شکم عادت ها وتقلید ها واز شکم قالب ها و محدوده ها و روابط تولید و بازتاب ها و غریزه ها بیرون بیاییم و با تدبیر وتفکر و تعقل خویش ،به آزادی انسانی برسیم و در این آزادی ،حاکمی را انتخاب کنیم که نور راه ما و حجت راه رفتن ما و امنیت استعداد های ما و پناه و قلعه ی ما،در این دزدبازار بی در و پنجره باشد.
تولد چنین امامی اگر با جشنی همراه باشد، باید با جشن تولد دوباره ما باشد،که این امامت را پس از این تولد نمی توانیم تحمل کنیم و این امام را جز با این دید وسیع و مترقی نمی توانیم شیعه باشیم و دنبال کنیم که گفته اند :"انّ امرنا مستصعب ،لا یحتمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد مومن امتحن اللّه قلبه للایمان"
در این تولد است که عشق چنین امامی در تمام وجود تو می نشیند و در خون تو ،در دل تو جاری می گردد. نیاز او همچون عطش ،در هر سلول تو سوز می گذارد و تمام وجودت را به التهاب می کشد.
و این عشق است که باید تبدیل شود،تا میوه ای دیگر بیاورد و این احساس و این نیاز است که باید شکل بگیرد و به حرکت و به عمل دست بدهد،حرکت مستمر وعملی مداوم ،تا زمینه ی انتخاب خلق فراهم شود و مهره ها ساخته شوند ،که حکومت اسلامی ،در جامعه اسلامی شکل می گیرد واین جامعه ،محتاج مهره هایی هست که با اسلام زندگی کرده اند و در برابر تمامی آن تسلیم بوده اند و از قله هایش تخفیف نداده اند و کلش را تجزیه نکرده اند و با ریش وسبیل های دیگر،قیافه اش را مسخ ننموده اند.
این کار عشق است.
عشق آسان نمود اول،ولی ...
برگرفته از کتاب"تومی آیی" استاد علی صفایی حائری


بسم الله الرحمن الرحیم
نخواهد برد.

