گزارش جلسه اول هستی شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 خلاصه ای از ده نکته معرفت النفس

آنچه در روح تاثیر دارد در جسم هم ظهور پیدا می کند .ما در همه عالم هستی ، هستیم  همانطور که در همه ی بدن حاضریم .

ما محدود به مکان و زمان نیستیم . پس وقتی همه ی من در همه جا و همه زمان هست بنابراین حضور خدا نیز همانگونه است.(خداوند در همه ی عالم هستی است و با همه ی خدا روبرو هستیم .)


ادامه در " ادامه مطلب "

ادامه نوشته

دوش می آمد و رخساره... نگویم بهتر!

اندوه فراوان حضرت زهرا(س) در لحظات ترك دنيا

علت رنجورى و ناتوانى روزافزون زهرا (عليهاالسلام) تنها بيمارى نبود، بلكه افكار و غم و غصه‏ هاى فراوان، بانوى عزيز را ناراحت می ساخت. گاهى كه در اطاق كوچك خويش بر پوستى آرميده و بالشى كه از علف پر شده بود به زير سر داشت، افكار گوناگون بر آن حضرت هجوم می آورد: آه چگونه به وصيت‏هاى پدرم اعتنا نكردند و خلافت شوهرم را غصب نمودند؟ آثار شوم و خطرناك غصب خلافت تا قيامت باقى خواهد ماند. خلافتى كه بوسيله‏ ى زور و حيله‏ بازى بر ملت تحميل شد، عاقبت خوبى ندارد. علت پيشرفت و ترقى اسلام و عظمت مسلمين، اتحاد و يگانگى جهان مسلمين بود، آه چه نيروى بزرگى را از دست دادند! اختلافات را در داخل خودشان كشاندند، نيروى واحد و مقتدر اسلام را به نيروهاى پراكنده تبديل نمودند. جهان اسلام را در مسير ناتوانى و ضعف و پراكندگى و ذلت انداختند. آه آيا من همان فاطمه و عزيز كرده پيغمبرم كه در بستر بيمارى افتاده‏ام و در اثر ضربات همين امت از درد می نالم و مرگ را بالعيان مشاهده می كنم؟!

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) را به پیشگاه فرزندش صاحب الزمان (ع) و همگی شیعیانش تسلیت عرض می نماییم.

پیوند:

شعری پرمحتوا از سید حمیدرضا برقعی

ترکیب بند زهرایی - علیرضا غزوه

ادامه نوشته

بیا چند صباحی با ما باش

بسمه تعالی

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید           هم اگر پیش نهد لطف شما گامی چند

مسأله فرهنگ، مسأله خط سیاسی چپ و راست نیست؛ مسأله ارزش هاست؛ بودن یا نبودن و آری یا نه. فرهنگ بستر زندگیست.امروز می خواهم با تو حرف بزنم ، با تویی که دغدغه داری اما راه را نمی دانی ، می خواهی کاری بکنی ، به دور و برت تکانی بدهی حتی به خودت و نقطه ی شروع را نمی دانی...

همانطور که برای عبور امن از یک برکه، به قایق نیازمندیم، برای فعالیت فرهنگی نیز مقدماتی باید فراهم شود. در این باره دیگر هیچ بهانه ای نداریم! چرا که تصمیم گرفتیم در محفلی صمیمانه به نام "پاتوق" بدون هیچ محدودیتی گرد هم آییم و این مقدمات را فراهم کنیم تا در آینده ای نه چندان دور بتوانیم در گسترش کمی و کیفی فرهنگ جامعه(ای که بالقوه فرهنگی ست اما بالفعل فرهنگی نیست) موثر باشیم.

 

وعده دیدار ما از همین هفته چهارشنبه هرهفته ساعت 15.45 ، دانشکده پزشکی کلاس 15 ، به مدت صد دقیقه:

خدایا به این پاتوق ار آگهی       به مخمور بیچاره بنما رهی

ز وحدت به پاتوق مرا راه ده      دل زنده و جان آگاه ده

  ومن الله التوفیق

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

بسم الله الرحمن الرحیم

 

همواره در کنار بحث آزاد اندیشی ضرورت آزادی بیان و قلم مطرح گشته ومنافع و مضرات آن مورد توجه اندیشمندان بوده و می توان با اندک پیگیری  از توصیه های بزرگان اندیشه در این باره بهره برد.در نوشتار باید پایبند به اصول و تعهداتی بود.قصد تذکر رعایت اخلاق وامانت نداریم.اما محتوای متن باید منطقی و درست باشد.منطق ابزار سنجش نحوه استدلال است.منطق برخاستن نتیجه از مقدمات را ارزیابی می کند ولی درمورد بررسی درستی مقدمات کارآمد نیست.پس جهت تایید درستی نوشتار،آن را با مبنای پذیرفته شده انطباق می دهیم.

صحبت پنجمین شماره نشریه نیمکت - وابسته به کانون صبح- است.هدف از این چند سطر برجسته  کردن اختلاف سلایق "صبح" و"تسنیم "نیست.حاشا و کلا.اگر ایشان خواندن رمان نویسنده ای را تنها راه شکل گیری دوستی بی آلایش ،اگر گوش سپردن به ترانه خواننده ای را تنها طریق فهمیدن قدر یکدیگر واگر نشناختن بعضی بازیگران  را قرین حس حماقت می دانند،گله ای نیست. در شماره های قبل نیز چنین مسائلی بود و اعتراضی نکردیم.حرف ما در مورد مبانی مشترک طرفین و رعایت اصول منطق است.

 "صلح و اصلاح" در مقابل "فساد و افساد" است اما...کانون "صبح"،"صلح" را در مقابل "جنگ" می داند.با این رویکرد " فساد" با "جنگ "بارمعنایی یکسانی خواهد داشت.درست است که در فارسی معیار" صلح" مترادف" آتش بس" است اما اگر نویسنده همین منظور را لحاظ کرده چرا به متون عربی همچون قرآن ونهج البلاغه استناد کرده؟

در این نشریه تحت عنوان (صلح در سیره امام علی(ع))می خوانیم:"صلح در همه حال مطلوب است حتی اگر از سوی دشمن و با اهداف فریبکارانه پیشنهاد شود.منتها انسان مؤمن و هوشمند در عین قبول صلح بر حرکات و رفتار دشمن نظارت دارد و راه های فریبکاری او را می بندد."

نویسنده خود نیز نمی داند چگونه این ایده ی ناموزون را یکدست کند و نمی داند چگونه آن را به علی(ع) نسبت دهد؟ از قدیم الایام عقلا گفته اند علاج واقعه را  پیش از وقوع باید نمود. پس بهترین راه برای بستن راه فریب این است  که از اول پیشنهاد فریبکارانه را مردود دانست.و البته امیرالمؤمنین درباره رفتار با دوست ودشمن سخنان قصاری دارد که نویسنده آنان را از قلم  انداخته است.

این نوشته حکایتگر نقشه عمروعاص حیله گر در صفین است که سپاهیان علی را ازگرد او پراکند و ایشان را زمین گیر کرد و پس از آن نیز قضیه حکمیت و خروج خوارج را در پی داشت.و عجیب است که نگارنده آن را سیره حیدر صفدر کرار می داند.حیدری که مکرر صفوف دشمن را می درید.

طرح عنوان صلح توسط کانون صبح  در شرایطی که روابط ایران و آمریکا بحث روز این دوران بوده ونسبت دادن صلحی این چنین به علی بن ابی طالب(ع) راه تردید و سوالات زیادی را بروی ما گشوده است.کوتاه سخن این که ما با اینگونه مصادره کردن معانی به مطلوب مخالفیم و مراتب اعتراض خود را به شورای نظارت بر نشریات اعلام می کنیم،باشد که ترتیب اثر دهند.لازم به ذکر است در صورت حضور داوری مرضی الطرفین،"دبیر تسنیم" حاضر است با نویسندگان این نشریه مناظره کند.

ومن الله التوفیق

 

 

گوشه ای از وصاياى حضرت زهرا (س)

بسم الله الرحمن الرحیم


حضرت زهراء مظلومه عليها السلام ، آن سرور زنان در آخرين لحظات عمر خود، به همسرش اميرالمؤمنين ، امام على عليه السلام خطاب کرد و چنين اظهار نمود:

يا على! تو خود گواهى که در دوران زندگى از من دروغ و خيانتى سر نزده است ، در تمام مسائل و جريانات گوناگون زندگى ، من با تو مخالفتى نداشته ام ، بلکه هميشه در تمام لحظات سعى کرده ام که يار و ياور تو بوده باشم .

اکنون از تو مى خواهم ، چنانچه بعد از من خواستى همسرى برگزينى ، اءمامه دختر خواهرم را انتخاب نمائى ، که او براى فرزندانم چون مادرى دلسوز و مهربان است .

تابوتى برايم تهيّه کنيد و جنازه ام را درون آن قرار دهيد تا هنگام تشييع ، بدنم پنهان و پوشيده باشد و حجم بدنم مورد ديد افراد و توجّه نامحرمان قرار نگيرد.

قالت علیها السلام:

 لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ.

فرمود: اى ابا الحسن ! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل کسى هستم از

 اهل بيتش که به او ملحق مى شوم وچاره اى از آن نيست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى

 خوشنود
باش 

هنگامى که شب فرا رسيد و افراد، در خانه هاى خود خوابيدند، جنازه ام را حمل و تشييع کنيد، تا اشخاصى که بر من ظلم کردند و حقّ ما را غصب نمودند، در تشييع جنازه ام شرکت نکنند، چون که آنان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند.

اجازه ندهيد، آن هایى که بر ما ظلم کرده اند و کسانى که تابع ايشان شده اند بر جنازه من نماز بخوانند.

سپس افزود: اى پسر عمو! وقتى روح از بدنم خارج شد و خواستى مرا غسل دهى ، بدنم را برهنه منما، چون که من خود را شسته ام .

و مرا پس از غسل ، از باقيمانده حُنوط پدرم ، رسول اللّه (ص)، حُنوط کن .

قالَتْ عليها السلام : حُبِّبَ إ لَيَّ مِنْ دُنْياکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْ نْفاقُ فى سَبيلِ اللّهِ.

فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نيازمندان در راه خدا.

و خودت به همراه ديگر نزديکان و ياران باوفا، نماز را بر جنازه ام اقامه کنيد.

و آن گاه بدون آگاهى و اطّلاع ديگران ، مرا در محلّى مخفى ، دفن نمائيد تا آن که محلّ دفنم نيز، از نامحرمان و غاصبان و ظالمان پنهان و مستور باشد.

و ضمن آن که هيچ يک از آن هایى که بر من و تو ظلم کردند نبايد در مراسم دفن من شرکت کنند، محل قبرم نيز مخفى باشد.


یازهرا

سوختمُ سوختمُ سوختم

گویا دعای نیمه شبم بی اثر شده
یعنی که خون پهلوی تو بیشتر شده

دیگر نماز مادر من بی قنوت شد
دیگر شب بلند علی بی سحر شده

از صبح ، زخم سینه امانت بریده بود
حالا بلای جان تو درد کمر شده

از زخم های سوخته رنگی که دیده ام
فهمیده ام چه با بدنت پشت در شده

اینبار هم که پاشدی از روی بسترت
خوردی زمین و پیرهنت سرخ تر شده

وقت نفس زدن چقدر زجر می کشی
این دنده­­ ی شکسته عجب دردسر شده

سروده ی حسن لطفی

چشمه سار فاطمه (س)

بارها رنج‏ها را شمرده‏ام‏

اما رنج تو را، فقط پس از تولد تمامى وارثان زمين، مى‏توان شمرد...


ادامه نوشته

گزارش سانس دوم پاتوق!

بسم رب الشهدا

جامانده از غافله :

رفته بودیم سمت دیار شهدا که طوافی بکنیم گردمزار شهدا

به امیدی که دل خسته هوایی بخورد ، متبرک شود از گرد وغبار شهدا

هرچه زد خنجر احساس به سر چشمه چشم ، شرم می کنم که نشد اشک نثار شهدا

خشکی چشم عطش خورده ازآنجاست  که من ،آبیاری نشدم  فصل بهار شهدا

چندی قبل بادوستانی باصفا راهیِ سفری نورانی شدیم.جای خیلی ها خالی بود. یادشان بودیم چرا کـــه یادمان بودند...لحظاتش ماندگار

باعرض معذرت به خاطر تاخیر در ارائه گزارش پاتوق2 "فرهنگی" پارسال!

بحث این 2 جلسه پیرامون کرسیهای آزاد اندیشی بوده است.

گریزی به جلسه 1 پاتوق زده شد.

گفته شد مهم نیست دربین دوشخصی که مناظره صورت می گیرد نتیجه ای مشترک حاصل گردد(درصورت حاصل شدن ازهدف چیزی کم نمی شودبلکه بهتراست. )

از اهداف این گفتمان ها وکرسی ها ؛تاثیری است که برروی ذهن ها ونگرشها وعکس العمل های  تک تک افراد حاضر در جلسه می گذارد، است .آنها هستند که بابررسی وتحلیل شنیده هایشان به نتایجی می رسند و درادامه منجر به این می شود که بسیاری سوء تفاهم ها ،سوء برداشتها ازبین رفته ،دوستی ومودت ها شکل می گیرد و صبر وتحمل ها در افراد ایجاد میشود و...

متن کامل در ادامه مطلب...

پیوند:

صوت پاتوق (قسمت اول)

قسمت دوم (ضرورت و چرایی برگزاری پاتوق ها)       

ادامه نوشته

هفت سین فاطمیه

رسیده عید و دلها شاد و خرم
همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را
ولی توام شده با داغ زهرا

بود سین نخستین ، سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم اینست
سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین آخر
بود آن سینه ی مجروح مادر 

امشب سكوت شهر پر از عطر ياس شد..

یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُلِ یا یا سَیِدَتَناوَ مَولاتَنا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکِ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکِ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهَةً عِندَاللّهِ اِشفَعی لَنا عِندَاللّه

axe4


سلام بر غمگنانه ترين روايت ولايت!

امروز جان علي از تن مفارقت کرد، گرد يتيمي بر رخسار مهساي زينب نشست، موسم تنهايي حسن فرا رسيد، حسين از همين لحظه، کربلايي شد و طليعه ي عاشورا بر صحيفه ي راز، تابيد.

ادامه نوشته

پرسش و پاسخ