نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست


نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست


دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی

هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست


نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه

کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست


نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش

که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست


نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها

به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست

 نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
 که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

 نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟
 نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
 دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

 نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
 ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
 کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
 هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
 برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست

علی اکبر رائفی پور

متن کامل در ادامه ی مطلب........

ادامه نوشته

دلم به دستت ...

دلم به دستت
 
گفتند درباره ي تو عاشقانه ننويسيم حيف است، كم است،

براي تو آري ، اما براي من؟


عاشقانه هايم تنها براي توست،

براي تو كم است از تو سرودن، براي من اما همه چيز است.

اي تنها بهانه ي ماندن! اي تنها رابط ميان ما و آسمان! نيامدي اين جمعه هم پدر،

نيامدي صاحبم، امامم، آقاي من، مولا ...

نيامدي...





آه ازين چشم هاي بي لياقت

تو باشي و ما تو را نبينيم!؟

آه ازين دل بي لياقت

تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟

آه ازين همه بي غيرتي

تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟

چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟

براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟ 

چقدر از آسمان دورم

چقدر رنگ زمين گرفته دلم

چقدر غرق ظلمتم، چقدر دلتنگ نورم

از آسمان به زمين نيامديم براي رنگ زمين گرفتن

اينجا قرار بود نقطه ي پروازم شود تا خدا،

اينجا قرار بود هماني شوم كه او مي پسندد.

خودش تو را به يادم اورد ، خودش تو را در دلم نشاند

دلم به دستت اي رابط ميان زمين و آسمان، اي امام هدايت، اي مهدي

دلم به دستت ...

برنامه ها

بسمه تعالی

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت اعضای کانون تسنیم

حدود ۱۰نفر در جلسه گذشته کتاب "پدر عشق وپسر" را دریافت نکردند.(غایب بودند)لطفا حداکثر تا آخر همین هفته به دفتر نهاد رهبری مراجعه کرده و این هدیه را دریافت نمایند.

اهدای جوایز:از میان دلنوشته های شرکت کنندگان به قید قرعه جوایزی به ایشان اهدا خواهد شد.

زمان تحویل دلنوشته:جمعه ۴آذر

از قرار معلوم بازه زمانی برای انسان شناسی کافی نبوده.در۴آذر نیز ادامه مباحث مطرح خواهد شد و در تاریخ های ۱۱آذر و۵ اسفند هستی شناسی برگزار میگردد.

                                       ان شاءالله

کتاب ها مثل آدم ها هستند

بسم الله الرحمن الرحیم

هفته  کتاب و کتابخوانی مبارک باد.

بعضی ازکتابها ساده لباس می پوشند بعضی لباس های عجیب وغریب ورنگارنگ دارند.

بعضی ازکتابها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم.

                                      

بعضی از کتابها تنبل هستند بعضی از کتابها زیاد می خوابند وهمیشه خمیازه می کشند.

بعضی از کتابها شاگرد اول می شوند وجایزه می گیرند،بعضی مردود می شوند وبعضی تجدید.

بعضی ازکتابها تقلب می کنند بعضی دزدی می کنند.

بعضی از کتابها به پدر ومادر خود احترام می گذارند وبعضی حتی نامی هم از پدر ومادر خود نمی برند.

بعضی از کتاب ها هر چه دارند از دیگران گرفته اند،بعضی هرچه دارند به دیگران می بخشند.

بعضی ازکتابها فقیرند وبعضی گدایی می کنند.

بعضی ازکتابها پرحرفند ولی حرفی برای گفتن ندارند،بعضی ساکت وآرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.

....           قیصر امین پور

حادثه ی غدیر در25 نکته

غدیر و حضرت مهدی علیه السلام

در اواسط خطبه حضرت مطالبی درباره حضرت بقیة اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه بیان فرمودند، و به اوصاف و جنبه های مخصوص حضرت اشاره کردند که خلاصه آن چنین است:

18ـ او آخرین امامان است که حجتی بعد از او نیست؛

19ـ او بر همه قبایل شرک و کفر چیره خواهد شد، و هدایت کننده آنان است؛

20ـ او انتقام گیرنده همه خون های به ناحق ریخته اولیای خدا و منتقم از ظالمان است؛

21ـ او تعیین کننده دقیق درجاتِ افراد در فضیلت و در جهل و جهالت است؛

22ـ او وارث جمیع علوم است؛

23ـ همه پیشینیان درباره او بشارت داده اند؛

24ـ هیچ کس بر او غالب نمی‌شود و هیچ کس علیه او یاری نمی‌شود.

ادامه ی نکات در ادامه ی مطلب........

ادامه نوشته

آغاز کلام

ای کاش کلیمیان جهان می دانستند که نه تنها یدبیضا، عصا وسنگ موسی (ع) ، الواح تورات وانگشترسلیمان که تمام مواریث انبیا درنزد توست وهمان خضر(ع) که حضرت موسی (ع) مصاحبت با وی را تاب نیاورد واینگونه مخاطب وی قرار گرفت که :

                          "هذافراق بینی وبینک"

چرا که:

                          "مالم تستطع علیه صبرا"

درمقابل تودست ادب برسینه می نهد ، به خدمت گذاری وهمنشینی ات افتخارمی کند ولحظه ای فراق ودوری ات را برنمی تابد.

موسی(ع) منجی بنی اسرائیل بود،تومنجی عالم بشریتی .موسی بایک فرعون درافتاد ،توهمه طاغوت های عالم وهزاران فرعون را به جای خویش نشانده وفرعونیت را ریشه کن خواهی کرد.

ای کاش پیروان زرتشت این معنا رادر میافتند که (پندارنیک گفتارنیک وکردارنیک)تنهادردوران طلائی ظهورتوست که مجال بروز خواهد یافت .

تورا "یوسف زهرا"صدامی زنندوبه یوسف تشبیه می کنند اگرچه :

   بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

                                           هریوسفی که یوسف زهرا نمی شود

هرگاه تورا بااین لقب یاد میکنند نا خودآگاه آیه ای ازقرآن برایم تداعی میشود.آنگاه که برادران خطاکاریوسف به محضراو شرفیاب شدند ، یوسف (ع) آنها را بااین بیان مخاطب قرارداد که:

                       "هل علمتم ما فعلتم بیوسف واخیه"

هیچ می دانید با یوسف وبرادرش چه کردید؟بلا فاصله بانویی قد خمیده دربرابرم مجسم می شود که مرا ویکایک شیعیان ومردم جهان را مورد خطاب قرارمی دهد که "هل علمتم ما فعلتم بیوسف "؟؟؟

هیچ می دانید بایوسف من چه کردید ؟هیچ میدانید دراین 1167سال که ازشروع غیبتش میگذرد برمهدی من چه گذشته است؟ازاشک های غریبانه اش بی خبرید؟ ازغصه ها وقلب پرازخونش چه میدانید؟برای خلاصی اواززندانی غیبتش چه کردید؟چرا برای رهائی اوازغربت وغیبت ومظلومیت دعا نمیکنید؟ بانید:

    دلی شکسته تر ازمن دراین زمانه نبود

                                            د راین زمانه دل فرزند من شکسته تراست

برنامه اجرایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را شاکریم که دو جلسه اول از دوره آموزشی" تویی که نمی شناسمت" برگزار گردید.امیدواریم که مورد قبول حضرتش قرار گرفته باشد.

برنامه های جمعه13آبان به شرح زیر اعلام می گردد:

7.45        ......................شروع حرکت سرویس ها

8.10الی9.40         ............شروع کلاس اول (نکته5و6و7)

9.50 الی10.35      ...........ویژه برنامه شهادت

10.40         ...................پذیرایی

10.50 الی 12.20      ........شروع کلاس دوم (نکته8و9)

12.35  الی 13.10    .........نماز وناهار

13.15  الی  14.15   .........کلاس سوم (نکته10)

1.این هفته از عالم ربانی حضرت آیت ا...شوشتری (حفظه الله) دعوت شده است.استاد قول دادند اگر حال جسمانی مساعد داشته باشند تشریف بیاروند و جلسه را متبرک نمایند.متاسفانه فعلا حال مساعدی ندارند و امیدواریم هر چه زودتر شاهد سلامت کامل استاد باشیم.زندگینامه و مختصری از خاطرات استاد از زبان خودشان در وبلاگ قرار گرفته است.

۲.پایان کلاس ها ساعت ۱۴.۱۵ می باشد ولیکن ساعت 13.15 سرویس برای دوستانی که فرصت برای شرکت در کلاس بعد از ظهر ندارند آماده حرکت می باشد.

3.انشاالله جلسه  بعدی کانون در تاریخ 4آذر برگزار خواهد گردید.              

التماس دعا

زندگینامه آیت الله عبدالقائم شوشتری (حفظه الله)

زندگینامه

مطالب ذیل برگرفته از کتاب خرمن معرفت و در جواب حضرت استاد به نامه حجت الاسلام والمسلمین سید عباس موسوی مطلق می باشد.

حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالقائم شوشتری

 

حقیر درروزنیمه ذی الحجه  سال 1365 ه.ق روز تولد امام دهم ،حضرت علی بن محمد الهادی صلوات الله علیه ، درشهر قوچان متولد شدم .سیر وسلوک بنده از اینجا شروع شد؛حدود سیزده ساله بودم که حس خداجویی درمن بیدار شد ،با کمال تشنگی از خود می پرسیدم راه وصال حضرت باری تعالی جل جلاله وعم نواله چیست ؟

درسال 1339 شمسی بنده طلبه شدم ودرمدرسه نواب مشهد مشغول تحصیل گردیدم .درکنار درس وبحث حوزوی به مطالعه کتبی که درباره ادیان ومذاهب وطرائق بود مطالعه وتحقیق می نمودم .

 

1.        نخسین کسی که به عنوان درس اخلاق خدمتش رفتم مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی احمدی سینائی بود .ایشان مؤکداً به تخلیه وتحلیه که مقدمه تزکیه نفس است توصیه می فرمودند .

2.        طی یک مقدمه با عارف مرتاض حضرت سیدابوالحسن حافظیان آشنا شدم ودرخدمت ایشان علم اعداد و علم رمل وجفر ناقص وبعض از ختومات را تعلیم گرفتم ،ولی پس از چندین سال بدلائلی دفتر را پاره کردم وبه "رودخانه ماربره "که از سرشاخه های سددز است ریختم وبخود گفتم :

یاربا ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان مارا بس

3.        ادبیات عرب را نزد حضرت استاد عارف والامقام جناب آقای حجت هاشمی می خواندم ودرساعتی جداگانه بقیه الواح علم اعداد را فرا گرفتم ولی دیدم علوم غریبه نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه یک حجاب بسیار خطرناک است . استاد فهمید ومرا به مسیر سلوک راهنمایی کرد .ایشان اولین کسی بود که برای بنده درس عشق خدا راآموخت ومن سخت مشتاق این را ه شدم (معظم له نوه دختری حضرت آیة الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی هستند .)

4.        با توجه به شناختی که از حوزه علمیه مشهد وقم پیدا کردم وحوزه قم را غنی تر از مشهد یافتم ، محل تحصیلم را از مشهد به قم تبدیل کردم .روزی به خدمت حضرت آیة الله العظمی آقای بهجت مشرف شدم وبه ایشان شرح الحال خود را گفتم .آقا فرمودند :من فعلاً به شما کتابهای مفیدی را معرفی می کنم وبنده ،خدمت ایشان علاقه زیادی پیدا کردم .بعضی نمازهای یومیه را در مسجد فاطمیه به امامت ایشان اقامه می نمودم . همیشه سعی می کردم پس ازنماز مصاحبت ایشان را از مسجد تا منزل از دست ندهم .وقتی به درس خارج ایشان راه یافتم همه روزه ده دقیقه قبل از شروع درس ایشان در منزل معظم له حاضر می شدم به امید استفاده های اخلاقی ومعنوی و انصافاًبسیاراستفاده کردم .امیدوارم خداوند متعال امثال ایشان را بسیار گرداند .دستورات ایشان اکثراً سفارش به انجام واجبات و ترک محرمات و اتیان بعضی مستحبات وترک مکروهات بوده ودربین مستحبات به دوام طهارت ونافله شب و نماز جعفرطیار بیشتر سفارش می نمودند .طی سالیان ارتباط کراماتی هم از ایشان مشاهده کردم وبه دوستان رازدار و حق شناس نقل کرده ام .

5.        همان ایام وصف بزرگمردی دیگر را از دوستان شنیدم و به خدمتش شتافتم بنام حضرت آیة الله العظمی حاج سید رضا بهاءالدینی که در حسینیه خود نماز جماعت می خواندند ومشتاقان ایشان یک ساعت مانده به مغرب در آنجا حاضر می شدند و از خرمن علم و عرفان ایشان استفاده می نمودند وبنده هم مانند کلب اصحاب کهف اکثر روزها حاضر می شدم وبسیار بهره مندشدم .ایشان همیشه شاگردان خود را به تفکر و تعقل تشویق می نمودند .والحق والانصاف خوب دستوری را سفارش می نمودند که عرفان عملی را با تفکر و تعقل همراه می نمودند .

6.        در این اثنا یکی از دوستان از بزرگی تعریف کرد به نام حضرت آقای حاج سید حسین یعقوبی قائنی ،بنده به خدمت ایشان هم رسیدم و انصافاً از حضور ایشان سالها بهره مند شدم و درنتیجه جلسات منور ایشان به مسائلی فوق العاده دست یافتم و عملاً از کیفیت سلوک عاشقان مطلع شدم .من برای همیشه شکر گزار ایشان و اساتید دیگرم هستم .جزاه الله خیراالجزاء.

7.        در همین ایام به درس منظومه واشارات حضرت آیة الله حسن زاده آملی ،عالم عارف،دریای بیکران علم ومعرفت حاضر شدم و از ایشان هم بهره ها گرفتم .ایشان شاگردان خود را به تحصیل علوم مختلف دینی تشویق می نمودند و دستورات سازنده ای هم به برخی از شاگردان تعلیم می نمودند و شاگردان برجسته ای هم تربیت فرموده اند .

8.        همزمان با مجاورت در قم و تحصیل در حوزه علمیه قم د رهر فرصتی که می یافتم و مشهد مشرف می شدم خدمت بزرگمردی سلمان گونه  حضرت آقای شیخ عبدالکریم حامد که ساکن مشهد شده بودند استفاده می کردم .هنر ممتاز ایشان موشکافی مسائل اخلاص بود که الحق در این موضوع بنده هیچ کس را در آن حد زیارت نکردم .البته بزرگان همه خالص هستند ولی در مقام تربیت سالک روش های مختلفی دارند .ایشان در مقام تربیت شاگردانش به محور اخلاص بسیار سفارش می کردند و مروج حدیث نبوی :

  ( من اخلص لله اربعین یوماًفجرالله ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه)

بودند .نامه منتشر نشده ای از ایشان نزد اینجانب هست تاحدی عظمت افق ایشان را نشان می دهد .

9.        با اینکه اساتید قبلی هر کدام به تنهایی برای سالک کافی بود ولی عطش شدید اینجانب از طرفی و مواضع مختلف اساتید از طرفی دیگر سبب می شود که من هم چنان در جستجوی یافتن انسان کامل تفحص کنم .یک روز در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها)با بعضی از دوستان نشسته ودرباره استاد مشورت می کردم .یکی از دوستان گفت :بزرگواری در تهران هست بنام حاج محمد اسماعیل دولابی که گاهی هم قم مشرف می شوند ولی هیچ آدرسی از ایشان نداشتیم . بنده همین طور که نشسته بودم مکاشفه ای شد و به بند ه آدرس منزل ایشان را در قم نشان دادند .ضمن اینکه خیابان و کوچه ودرب منزل ،حتی پلاک درب را دیدم سمعاً هم شنیدم به رفقا ،چیزی نگفتم ولی بلافاصله اول خودم به تنهایی رفتم دیدم آدرس درست است .برای بعد از ظهر همان روز وقت ملاقات گرفتم دوستان را خبر کردم و خدمت ایشان رسیدیم برای اینکه مطمئن شوم که مکاشفه من رحمانی بوده یا شیطانی استخاره هم گرفتم این آیه  آمد :

  "رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطاناًنصیرا "

از خداوند متعال که هدایت تکوینی و تشریعی بعهده خودش و ولیش حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است تشکر می کنم که مارا آفرید ومرا به دین حق و مذهب حق و طریقت حق هدایت فرمود تشکر می کنم .از خدمت آقای دولابی که مجذوب سالک بود استفاده هایی کردم که از اساتید دیگر که سالک مجذوب بودند استفاده نکردم و هم چنین از گروه دوم (سالکان مجذوب)بهره هایی گرفتم که از گروه اول (مجذوبان سالک ) نگرفتم .بقول حضرت خضر (ع) که درپایان ملاقات به حضرت موسی(ع) گفت : مرا برای کاری آفریدندکه از شما ساخته نیست وشمارابرای کاری ساختند که از دست من ساخته نیست .

10.    در همان ایام خداوند متعال نعمت بزرگی به من عطا کرد وآن ارادت بنده خدمت مرحوم طباطبایی رحمه الله صاحب تفسیر المیزان بود .درباره عظت ایشان فقط می گویم :

یک دهن خواهم به پهنای فلک

تابگویم مدح آن والا ملک

داستان بنده با ایشان شنیدنی و خواندنی است .بنده طلبه مشهد وسرسپرده به مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی شاگرد مرحوم آیة الله شیخ مهدی اصفهانی مؤسس مکتب تفکیک بودم ،چه شدکه سرسپرده کسی شدم که قبلاًبه اوبدبین بودم وسپس فدائی او شدم .حتی کار به جائی رسید که ایشان مرا به عنوان مریدی کوچک به شاگردی پذیرفتند و اذکاری هم تعلیم فرمودند و بنده را از تنگ نظرهای مختلف به سعه بینش عرفانی دلالت کردند . درخاتمه به منظور قدر دانی از دیگر بزرگانی که از محضرشان استفاده کردهام طبق وظیفه شرعی "من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق" به ذکر اسامی شریفشان اکتفا می کنم .

11.    آیة الله شیخ محمد ناصری (اصفهانی)

12.    آقای معلم دامغانی

13.    جعفرآقا مجتهدی

14.    آیة الله علامه سید محمد حسین طهرانی

15.    آیة الله سید احمد نجفی (داماد شیخ عباس قوچانی هاتف ،وصی مرحوم قاضی)

16.    مرحوم آیة الله شیخ عباس هاتف قوچانی بنده بیش از سه جلسه ایشان را ندیدم ولی بسیار بهره مند شدم

17.    مرحوم آیة الله شیخ حسن ناظمی بروجردی رحمه الله .

18.    مرحوم آیة الله شیخ ذبیح الله قوچانی رحمه الله .

19.    عالم عارف مرحوم سید هاشم رضوی هندی  رحمه الله .

20.    آیة الله شیخ حسن مصطفوی رحمه الله.

 21.       مرحومه بانو مجتهده اصفهانی 

22.    آیة الله محی الدین حائری شیرازی

23.    عالم عارف مرحوم حسین محمد شفیعی رحمه الله.

24.    آیة الله حاج شیخ علی مقدادی ،یگانه فرزند وصی عارف واصل اعجوبه زمان ،حضرت آیة الله آقای شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رحمه الله می باشند . 

25.    مرحوم آیة الله سید کمال موسوی شیرازی رحمه الله.

این نکته را هم اضافه کنم که گرچه بعضی از بزرگان را زمانی کم وکوتاه درک کردم ولی از محضرشان بسیار بهره برده ام . ولازم می دانم که همین جا نصیحتی به سالکان کوی حضرت حق جل وعلا عرض کنم که محصول چهل ساله من است وآن نصیحت این است که : پیش دو استاد همزمان نروید زیرا تشویش خاطر می آید واگر چه اینجانب الان توجیه هستم که همه حقند وگلهای باغ توحید ،اگرچه مختلفند ولی همه زیباو دوست داشتنی وتماشایی هستند اما برای مبتدئین قابل هضم نیست .

امیدوارم خداوند متعال احسان این بزرگان را بر من حلال گرداند و اجرشان را به صفات مضاعف در دنیا و آخرت کرامت فرماید .بزرگان دیگری را هم بنده ملاقات کرده ام که خودشان اجازه معرفی نداده اند .ولی اینجانب غلام حلقه به گوش اساتیدم هستم زیرا امیرالمؤمنین  حضرت علی (ع) فرمودند :

" من علمنی حرفاً فقدصیرنی عبداً"

چند نکته از حضرت استاد پیرامون حضرت مهدی(عج):

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلَیَّةِ.

کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

بعد از نعمت توحید و اقرار به نبوت خاتم الانبیاء،نعمتی بالاتر از معرفت امام زمان نیست.

امام زمان اسم اعظم تکوینی خداست.

امام زمان آیینۀ تجلیّات خداست.

امام زمان خلیفه و جانشین خداست.

امام زمان باب الله است.

امام زمان واسطۀ بین خدا و خلق است.

امام زمان پدر مهربان شیعیان است؛بلکه پدر شفیق همۀ انسان ها ست.

امام زمان کاروان سالار قافلۀ عشاق است.

امام زمان انسان کامل است.

امام زمان معلم و مکمل مؤمنین است.

امام زمان یادگار انبیای اولو العزم است.

امام زمان مصلح جهان و منجی بشریت است.

یک دهان خواهم به پهنای فلک تا بگویم مدح آن والا ملک

هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن.

 ما را یاد کردی، ما هم تو را یاد کردیم

این جانب برای تشویق جوانان و استفاده از این دو توسل،داستانی در خصوص درخواست معرفی استاد از سوی حضرت مهدی (ع) تقدیم می دارم:

در یک روز جمعه بنده به جمکران مشرف شده بودم.نماز امام زمان را در داخل مسجد خواندم.سپس در صحن مسجد،در نقطۀ خلوت،نماز استغاثه را با دعای«سلام الله الکامل...»زیر آسمان خواندم.سپس به شهر قم مراجعت نمودم. بعد از نماز ظهر و عصر و صرف نهار خوابیدم.در خواب دیدم حضرت مهدی با چهار نفر سیّد معظّم که در دو طرف حضرت راه می رفتند،از روی پل آهن چی،واقع در کنار حرم مطهر حضرت معصومه علیهِ السّلام عبور می کنند.

یکی از آن چهار نفر را شناختم.ایشان مرحوم آیت الله سیّد محمود مجتهد سیستانی بودند که برادر محترم مرجع عالیقدر،حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی،(مقیم نجف اشرف می باشند). من هم با فاصله ی بیست متر پشت سر ایشان می رفتم .ناگهان حضرت برگشتند.وقتی چشمم به جمال زیبای ایشان افتاد،باخود گفتم،چقدر جذاب و بی نظیرند.حضرت به طرف بنده آمدند.من هم خودم را به ایشان رساندم،وقتی به محضرشان شرفیاب شدم با دست راست ،با نوک انگشت مبارک،روی قلبم زدند و فرمودند:ما را یاد کردی،ما هم تو را یاد کردیم و همچنین به اینجانب استاد معرفی نمودند.

در این جریان هم دستور خدا را تأکید فرمودند که«اُذکرونی اَذکُرکم» و هم استاد معرفی فرمودند.و به برکت آن استفاده های فراوانی از استاد بردم.دوستان دیگر هم در مشکلات خود از این دو نماز استفاده کرده و نتیجه گرفتند.

برخورد با يكي از رجال الغيب يا...      

 

سال 66، همان سالي كه حجاج بيت اللّه الحرام را قتل عام كردند، سه روز قبل ازاين واقعه در مكه به دیدن اخويم حاج صادق كه اولين بار بود به مكّه مشرّف مي شد رفتم. در ملاقات با اخوي هر چه پول داشتم به ايشان دادم و برگشتم. بين راه در مسير هتل كه در شارع (خيابان) عزيزيه بود به طرف بعثه حضرت امام(ره) مي رفتم. با شخصي برخورد كردم،قدي بلند ، چهره اي گندم گون، قبايي سفيد و بلند و پيراهن دكمه دار بدون عبا ،سلام دادند و من هم جواب دادم سپس با من مصافحه كردند و فرموند:

((انا احبك و احب كل من يحب اللّه))

من تو را دوست مي دارم ، دوستدار كسي هستم كه دوستدار خدا باشد.

بعد فرمودند پولي بده مي خواهم آب بخرم.

من كه پولم را به برادرم داده بودم و فقط 35 ريال سعودي براي قرباني گذاشته بودم عمامه اش را بوسيدم و گفتم همين مسير را مي روي كنار آن پرچم آب سرد كن هست ، بخوريد.

فرمودند:خيلي خوب پول بده غذا بخرم.

گفتم:بعد از نماز ناهار هم مي دهند.

فرمودند:خًب پول بده قميس (دشداشه عربي) بخرم.چاره وجوابي نداشتم و ضمناٌ تعجّب كردم با اين لباس قيمتي نياز به لباس ندارد، لذا 15 ريال به او دادم.بلافاصله فرمودند:احسنت!احسنت!من مي خواستم شما را امتحان كنم.

من هم نظرم در خصوص ايشان برگشت.

آن گاه گفت:دنيا خاك است آيا آدم عاقل دل به دنيا مي دهد؟

فرمودند:از آن خاك ها يك مشت به من بده،ومن هم دادم و پس از اينكه دست خود را بست به من گفت : به اين خاك ها بگو (( طرّ باذن اللّه)) من تامل كردم زيرا تصورم اين بود كه طرف مجنون است.

رفتيم كنار سايه اسم شريف ايشان را پرسيدم، فرمودند : صالح.

گفتم: اهل كجائيد؟

فرمودند چرا اينقدر سوال مي پرسي؟ و خودش مشغول ذكر شد.

نشستند لب جدول وسنگي را به اندازه بادام به بنده دادند كه بخورم،سنگ را در دهان گذاشتم و آرام فشار دادم،خورد شد،شيريني اش مثل راحت الحلقوم بود.

گفت: من مي خواهم خروفي (گوسفند) بكشم،مي خواهم پول مرا شما بدهيد!

گفتم:قبول نصف پول ها در جيب داخل و نصفي در جيب بيرون بود، نصف را دادم و نصف را پنهان كردم،بلا فاصله گفت:آن مقدار را هم كه پنهان كرده اي بده با خودم گفتم :خودم به جاي قرباني روزه مي گيرم،اين دفعه پولهاي مرا گرفت،گفت:از ته دل راضي هستي؟

گفتم:بله،

گفت:احسنت!اين دفعه مي خواستم دل شما را امتحان كنم.من احتياج به پول ندارم و پول ها را به من برگرداند،سپس من با خود انديشيدم:نكند اين شخص خود صاحب الزمان باشد وقتي به او نگاه كردم دلم شهادت داد كه شخص برجسته اي است. بلند شدند كه تشريف ببرند،عرض كردم:من باز هم دلم مي خواهد شما را ببينم و بعد مطلبي رد و بدل شد وفرمودند:

(( كل شي بسبب،رُح مستقيماٌ ولا تلتفت الي خلفك))

من گفتم :آقا جان من تازه دارم آرام مي شوم. من ابتدا اطاعت كردم ولي پشيمان شدم مسيري كه رفتم برگشتم ديدم در خيابان بغل دستي آهسته راه مي رود.

فرمودند  :  ((انما فعلته بامر))( اين كار رابه جهت امري انجام دادم)

وقتي به او رسيدم برگشتند و فرمودند: چرا اطاعت نكردي؟

گفتم من نمي خواهم شما را اذيت كنم،شما را دوست دارم.

فرمودند: رُح مستقيماٌ انا معك دائماٌ.(مستقيم برو كه من هميشه با تواءم). و...

يك روزكه خدمت مرحوم آيت الله سيد محمد رضا گلپايگاني رحمة اللّه عليه كه مريد ايشان بودم و هستم رسيدم ايشان فرمودند:امسال خبري از حضرت داري؟!

قضيه را عرض كردم،ايشان معتقد بودند كه آن فرد خود حضرت بوده اند.

حضرت آيت اللّه بهجت فرمودند:دليلي نداريم كه حضرت نباشد.

يكي ديگر از بزرگان فرمودند پسر حضرت بوده!

خودم معتقدم از رجال الغيب بوده اند.

آيت اللّه صافي گلپايگاني كه اينك از مراجع تقليد هستند،آن موقع فرمودند: اين قصه را بنويسيد و به من بدهيد. بنده امتثال فرمان ايشان نمودم فقط خواهش كردم اگر چاپ فرمودند اسم مرا ننويسند.

یا علی ذکر قیام قائم است.

یا علی ذکر قیام قائم است.

سخن نخست

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را سپاسگزاریم که توفیق داد بار دیگر با طرحی دیگر در خدمت دوستداران حضرت صاحب الزمان-عجل الله-باشیم.

هفته اول به پایان رسید وما در پی هماهنگی برای هفته دوم هستیم.نظرات شما عزیزان مورد بررسی قرار گرفت وپس از مشورت تصمیم گیری کردیم.لازم میدانیم توضیحاتی را ذکر کنیم:

1.تقریبا تمام نظرات ضدونقیض بودند مثلا عده ای گفته بودند برگزاری کلاسی وعده ای خواهان همایش بودند.عده ای جمعه را زمان مناسب دانستند وعده ای خیر.

2."تویی که نمی شناسمت" دوره ای مبنایی و عمیق است در حالی که "من او آدینه ها"    دوره ای سطحی و همه فهم بود.لذا از عزیزان خواهشمندیم سختی بار فکری را تحمل کنند چرا که سختیها به تناسب اهداف ونتایج است.البته پس از مدتی عادی میشود و شما شیرینی این صبر را خواهید چشید.بنا به فرمایش رهبری-مدظله- کار عالمانه کنیم نه عامیانه.واز اقیانوس به عمق بند انگشت پرهیز نماییم.

هرچند برای وقت شما بیش از وقت خود ارزش قائلیم ولی لااقل این نکته را درنظر بگیرید که خود ما هم ملزم به شرکت در این کلاس هستیم.آنها هم در طول هفته سرکلاس حاضر میشوند در ضمن مدت زیادی از وقت خود را نیز صرف هماهنگی کارهای کانون میکنند. امیدواریم نتیجه این کار سختیها را تحت الشعاع قرار دهد و بلکه به فراموشی سپارد.

3.از این هفته در خدمت استادهای اصلی خواهیم بود.این بزرگواران تقریبا یکسانند.لیست کلاسی را اعلام میکنیم و افراد براساس آن سرکلاس مشخص شده شرکت کنند.

4.اگر هستی شناسی وانسان شناسی بصورت همایشی برگزار شود از بار آن کاسته میشود پس برگزاری کلاسی خواهد بود.البته هر هفته اجرای آمفی تئاتری هم داریم و در خدمت میهمانان عزیزوگرانقدری خواهیم بود.

5.سرویس های درب شمالی افزایش میابد.

6.برنامه ها 30دقیقه دیرتر شروع میشود.

7.کلیپ های پخش شده در وبلاگ قرار داده خواهد شد.

8.بنای ما بر تفکیک کلاسی است اما اگر استاد مورد نظر دعوت مارا نپذیرفت مجبور به تشکیل یکی از کلاسها بصورت مختلط خواهیم بود.

9.بحثها از همین جلسه بصورت جدی شروع میشود.

10.برای برگزاری در5شنبه صبح نظرسنجی خواهیم کرد.  ان شاءالله

11.اگر کسی از شما نقصی در کانون مشاهده نموده وخود توانایی رفع این کاستی را دارد مشتاقانه از طرح ایشان استقبال می نماییم.

12.وبلاگ تازه طراحی شده و در آینده کامل تر میگردد.

13.کانون تسنیم تازه شروع به کار نموده و هنوز انسجام ساختاری لازم را نیافته است ودر همین ابتدا با فراز ونشیب زیادی روبرو بوده.امیدواریم پس از اتمام این دوره وجذب نیروهای آماده وفعال از میان شما عزیزان سازمان بندی وچارتی درخور این کانون تهیه کنیم.

14.پیشنهادات خود را در وبلاگ وارد کنید یا به شماره09365513121پیامک کنید.

15.لطفا برای انتقادات خود راهکار ارائه نمایید.

۱۶.افرادی که معرفت نفس را گذرانده اند میتوانند از تاریخ ۴آذر در کلاسها حاضر شوند.

باتشکراز توجه شما                                     

                        ومن الله التوفیق